Shopaqua
کاربر طلایی
tapeshadsads
Asre Javan

Site

 

 


   
آخرين ارسالات انجمنها

 

بازگشت   Asre Javan > تالار هنر هفتم > بخش نقد فیلم و سریال > نقد فیلمهای خارجی

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 21-09-2012, 12:48   #1
معاونت تالار هنر هفتم
 
 
beautiful_mind's Avatar
 

تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: Tehran
پست: 12,696
سپاسها: 19,091
در 10,704 پست 49,137 بار سپاسگزاری شده است

مدال افتخار به معاونين تالا 
Total Awards: 1

Arrow نقد و بررسی فیلم مرشد ( The Master )/هر انچه منتقدان و کارگردانش درباره جنجالی ترین فیلم سال گفته اند




پل توماس اندرسون 5 سال پیش با فیلم « خون به پا خواهد شد/ There Will Be Blood » توانست تصویری دقیق و البته تلخ از تاریخ معاصر آمریکا به مخاطب ارائه کند.این فیلم داستان مردی به نام دنیل را روایت می کرد که در تکاپوی یافتن چاه های نفت و رسیدن به ثروت فراوان بود و در این راه از هیچ اقدامی دریغ نمی کرد. « خون به پا می شود » نه تنها یک فیلم تکان دهنده، بلکه یک سند تاریخی از ایالات متحده بود که هیچکس نتوانست انطباق آن با واقعیت را زیر سوال ببرد. حالا بعد از 5 سال ، پل توماس اندرسون با ورق زدن برگی دیگری از تاریخ ایالات متحده به سراغ سینما آمده و اینبار داستانی را برای تماشاگر روایت می کند که شباهتش به فرقه معروف ساینتولوژی انکار ناپذیر است.


پیدایش فرقه ساینتولوژی به اوایل دهه ی50 میلادی باز می گردد. در این دوران یک نویسنده داستانهای علمی تخیلی به نام راب هابارد، براساس باور شخصی اش که به عنوان شتستشوی روح به آن دست یافته بود، تصمیم گرفت تا فرقه ی خودش را پایه ریزی کند و از طریق آن پیروانش را در تزکیه روح یاری رساند. اعتقاد راب هابارد و در کل، فرقه ساینتولوژی این بود که انسانها در اصل یک روح فناناپذیر هستند که هویت خودشان را از دست داده اند و باید با سفر به گذشته و بازبینی اشتباهاتشان، خودشان را از بند مشکلات گذشته رهایی دهند تا به آرامش ابدی برسند و بتوانند کنترل کامل زمان و مکان و اشیاء را بدست بگیرند ( البته بطور خلاصه عرض کردم ). اما همانطور که تقریباً در پیدایش تمام فرقه های مذهبی مشاهده شده است، فرقه ساینتولوژی نیز با رسم و رسومات عجیبی همراه هست که آن را تا حدود زیادی ناخوشایند کرده.

در این فرقه مذهبی، زندگی افراد به حالت مرموزی تبدیل می شود و مهمتر از همه اینکه در صورت سرپیچی از تعهدات به قوانین این فرقه، با مجازات عجیب و در عین حال سنگینی مواجه خواهد شد ( بعضا مشاهده شده که افراد خاطی تا یک ماه می بایستی کل مجموعه کلیسای مخصوص فرقه ساینتولوژی را تمیز کرده و برق بیندازند! ).





داستان « مرشد/The Master» درباره یک سرباز سابق نیروی ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم به نام فردی ( خواکین فونیکس ) می باشد که دچار بحران روحی شدیدی شده است، در واقع می توان گفت که همین بحران و عدم ثبات رفتاری در فِردی، سبب شده تا او از ارتش کنار گذاشته شود. حال فِردی باید در جامعه ای که چندان مایل به ارتباط برقرار کردن با فردی چون او نمی باشد، به دنبال کار و شروع زندگی جدید باشد.

او پس از مدتی جستجو موفق می شود به عنوان عکاس مشغول بکار شود اما به دلیل پرخاشگر بودنش، با یکی از مشتریان درگیر می شود و به راحتی از این محل اخراج می شود. فِردی که چندان به داشتن زندگی خوب امیدوار نیست، بصورت قاچاقی وارد یک کشتی می شود و در آنجا با یک مرد متشخص به نام لنکستر داد ( فیلیپ سیمور هافمن) آشنا می شود.

لنکستر فردی است که به تازگی " جنش " خاص خودش را پایه ریزی کرده و قصد دارد تا آن را گسترش دهد. وی با مشاهده وضعیت نابسمان روحی فِردی ، تصمیم می گیرد تا از داشته هایش ( که احساس میکند شفا بخش هستند ) استفاده کند تا فِردی را درمان کند. صحبت بین این دو به خوبی آغاز نمی شود ، اما رفته رفته این دو یکدیگر را درک می کنند و فِردی هم برای فرار از وضعیت کنونی اش، وعده های جذاب لنکستر در مورد به آرامش رسیدن را قبول می کند و تبدیل به پیرو و دست راست او در ادامه راه می شود. اما فِردی هرچه که به جلوتر می رود حقایق بیشتری درباره شخصیت اصلی لنکستر بدست می آورد تا جایی که موجب ایجاد علامت سوالهای فراوانی در ذهن او می شود و...


پل توماس اندرسون در « مرشد » اگرچه اشاره مستقیمی به نام راب هابارد نداشته است و در بعضی موارد با تغییر داستان حتی سعی کرده ذهن تماشاگر را هم منحرف کند، اما به وضوح می توان مشاهده کرد که شخصیت لنکستر داد، از راب هابارد الگوبرداری شده و دوره زمانی فیلم که در دهه ی 50 میلادی می باشد، صحه دیگری بر این ادعاست.

در مورد « مرشد » باید بگویم که بهتر هست نام این فیلم را از الان جزو کاندیداهای اصلی اسکار 2012 بدانیم. « مرشد » با یک شروع خوب، به زندگی شخصی فِردی کوییل می پردازد و برای ما روشن می کند که او به چه دلیل تا بدین حد پرخاشگر و بی ثبات است! اندرسون به خوبی در 15 دقیقه ابتدایی فیلم ما را به زندگی فِردی می کشاند و تمام بخش های زندگی او را برای تماشاگر به تصویر می کشد و سپس ما را به سراغ نفر دوم فیلم یعنی لنکستر می برد. لنکستر یک نویسنده موفق و فردی بسیار محترم است که مطابق فرمول همیشگی رهبران فرقه های مذهبی، به شدت به بازی با کلمات و ذهن مخاطب علاقه مند هست و اتفاقاً همین ویژگی برجسته اش باعث شده تا او خود را به عنوان رهبر در ارایه تعریف نظام انسانی جدید، فرض کند. اندرسون در تعریف شخصیت لنکستر، با تاکید بر قدرت سخنوری و ارائه کلمات جذاب در هنگام سخنرانی ، به ما این نکته را یادآوری می کند که رهبران فرقه های مذهبی معمولاً با استفاده از این قدرت توان کنترل ذهن مخاطبین خودشان را دارند و با استفاده از سادگی و آسیب پذیر بودن قشر عظیمی از مردم، آنها را به سمت خودشان می کشند.




اما هدف اندرسون در « مرشد » این نبوده که ما به طور عمیق با لنکستر داد و نحوه فعالیتش آشنا شویم، بلکه او تمام تمرکز فیلم را بر روی شخصیت فِردی قرار داده که قرار هست به واسطه ارتباط با مرشدش، به یک رستگاری عمیق برسد و از چنگال بحران های روحی اش خلاصی پیدا کند. توماس اندرسون با تبحری مثال زدنی موفق به خلق دیالوگ های نابی شده که دائما میان فِردی و لنکستر در حال جریان است. این دیالوگ ها که بیشتر سمت و سویی معنوی دارد ( نه همه آنها !) چنان هوشمندانه در فیلم قرار داده شده که از الان می توانم نام این فیلم را در بین کاندیداهای بهترین فیلمنامه قرار دهم. اندرسون با هوشمندی کامل تا اواسط فیلم با طرح مسائل جذاب و شنیدنی از جانب لنکستر، تماشاگر را با بخش جذاب فرقه مذهبی لنکستر و وعده های شیرینش، چنان مخاطب را محصور خود می کند که احتمالاً بعضی ها با شنیدنش ترغیب به گرایش به آئین مربوطه می شوند! اما در ادامه با طرح پرسش هایی از جانب فِردی که لنکستر از پاسخ دادن به آنها عاجز هست ، چنان این احساس خوشایندی که برای تماشاگر ایجاد شده را دچار چالش می کند که مخاطب شاید از احساسات خودش و اینکه تا چه حد با شنیدن این صحبت های زیبا، گمراه شده خجالت بکشد.

« مرشد » همچنین به خوبی این نکته را برای مخاطب یادآوری می کند که هیچکس به تنهایی قدرتمند نیست و در هر مقام و جایگاهی که باشند، نیازمند حضور افرادی جهت پیشبرد اهدافشان می باشند اما در ادامه شاید قواعد بازی تغییر کند و تمامی این افراد معتمد، با توجه به مصلحت از میان برداشته شوند. در « مرشد » فِردی به عنوان دست راست لنکستر برگزیده می شود اما رفتارهای نابخردانه اش چنان زننده است که حتی اطرافیان لنکستر به او پیشنهاد می دهند که او را از فرقه کنار بگذارد تا لطمه ای به وجه خوب اجتماعی این جنبش وارد نشود!

اما ایرادی که به پل توماس اندرسون در ساخت « مرشد » وارد است، این موضوع می باشد که وی تلاشی برای واکاوی فرقه ی مذهبی مورد بحث انجام نداده و تنها به بررسی شخصیت لنکستر داد و فِردی، پرداخته است. شاید بتوان این کم کاری اندرسون را ناشی از نگرانی او به جهت واکنش های منفی احتمالی طرفداران این فرقه ( که افراد پرنفوذ بسیاری را در حمایت خودش می بیند ) دانست. اندرسون در « مرشد » کاری به زیر پا گذاشتن اخلاقیات در فرقه ی مذهبی ( که بسیار فراگیر و ناراحت کننده هست ) مورد بحث اش نداشته و اشاره ی مستقیمی هم به وجود فساد در بدنه این جریانات نکرده، تنها انتقادی که اندرسون آن را در فیلمش مطرح نموده به سمت رهبر این فرقه می باشد که او را کلاهبردار و دروغگو خطاب کرده است. شاید بهتر می بود که این روند عالی فیلم و صحنه ها و دیالوگ های ناب ، با یک انتقاد کوبنده به این فرقه های واقعا عجیب و غریب(!) آمیخته می شد تا تصویری بی نقص از نحوه شکل گیری یک فرقه در « مرشد » شکل می گرفت.

اما اگر بخواهم از ایراد شخصی ام بر « مرشد » ( عدم پرداخت در خور توجه به موضوع فرقه ی مذهبی مورد بحث ) صرف نظر کنم ، باید بگویم که این فیلم از لحاظ تکنیک فیلمسازی، بهترین فیلمی است که در سال 2012 مشاهده کرده ام. کارگردانی مسلط پل توماس اندرسون در فریم به فریم فیلم قابل مشاهده است و صحنه ای نبوده که وی بدون وسواس آن را به تصویر کشیده باشد. نماهای هنری متعدد و فیلمبرداری بی نقص میهای مالامیر جونیور، روی هم رفته سبب شده تا « مرشد » یکی از گزینه های اصلی بهترین تصویربرداری در سال 2012 باشد. البته اگر کارهای قبلی توماس اندرسون ( نمونه ی بارز ، « خون به پا می شود » ) را مشاهده کرده باشید و یا یکی از طرفداران سرسخت وی باشید، تماشای این نماها و تصویربرداری های زیبا برای شما عادی خواهد بود.یکی از سکانس های محبوب من ، حضور فِردی با وضعیت آشفته بر روی کشتی می باشد که این وضعیت آشفته توسط توماس اندرسون با یک نمای هنری عالی به تصویر کشیده شده است.





دو بازیگر اصلی فیلم بدون شک یکی از بهترین بازیهای دوره بازیگریشان را ارائه داده اند. خواکین فونیکس که چند سال گذشته اعلام کرده بود قصد خداحافظی از سینما و وارد شدن به عرصه موسیقی را دارد، ورود مجدد شکوهمندی به عرصه بازیگری داشته است. کاراکتر فِردی که او ایفاگر آن می باشد، به شدت عصبی و غیرقابل تحمل است و فونیکس این شخصیت روانی و آشفته را با استادی به تصویر کشیده است. فونیکس تا حدی به کاراکتر فِردی مسلط بوده که حتی با نگاه به چشمانش متوجه خواهیم شد که او بزودی یک نفر را گوشمالی خواهد داد! فکر می کنم که فونیکس می تواند یکی از کاندیداهای دریافت اسکار باشد اما در مورد فیلیپ سیمور هافمن مطمئن هستم که کاندید دریافت اسکار خواهد شد! هافمن با استادی کامل موفق شده تا تمام زوایای شخصیتی یک رهبر را به تصویر بکشد. او در « مرشد » با استادی کامل سخنرانی بی نقصی انجام می دهد ( تماشای این سخنرانی واقعا جذاب است ) ، در لحظه بعد نگران وضعیتش است و بیشتر مواقع هم نگران رفتارهای عجیب و غریب فِردی می باشد.

این تغییرات مکرر روحی توسط سیمور هافمن به استادی به تصویر کشیده شده و فکر میکنم که او لایق دریافت یک جایزه به دلیل این حضور پرقدرت در نقش لنکستر داد باشد. اما در این بین احساس می کنم که اِمی آدامز آنطور که باید و شاید، نتوانسته تاثیر مثبتی بر جریان فیلم داشته باشد. او در نقش همسر لنکستر ، بسیار حواس جمع و مسلط به محیط اطرافش است و اندرسون هم از ما خواسته تا او را فقط در همین وضعیت ببینیم و نه بیشتر! اما به نظرم حتی همین حضور نه چندان تاثیرگذار هم سبب نشده تا بتوانیم در آینده اِمی آدامز را به واسطه « مرشد » به خاطر بیاوریم!

در نهایت باید بگویم که « مرشد » عالی هست. پل توماس اندرسون پس از 5 سال، بار دیگر با یک فیلم عالی به سینماها بازگشته است و یک تصویر بی نقص از دهه ی 50 میلادی و یک رهبر فرقه ی مذهبی ارائه داده است. اندرسون اگرچه تا حد امکان سعی کرده از نقد خود فرقه پرهیز کند و بیشتر بر روی شخصیت ها و انسانها تمرکز داشته باشد، اما این باعث نمی شود که « مرشد » را فیلم ضعیفی بدانیم. تماشای چندین و چند باره « مرشد » به ما یادآوری می کند که برای تسلط بر یک فیلم و رهبری آن باید شبیه به کسی چون توماس اندرسون باشیم!

منتقد: میثم کریمی




مرشد : THE MASTER

کارگردان : Paul Thomas Anderson
نویسنده : Paul Thomas Anderson
بازیگران :
Joaquin Phoenix…Freddie Quell
Philip Seymour Hoffman...Lancaster Dodd
Amy Adams...Peggy Dodd
Jesse Plemons...Val Dodd
و..
ژانر : درام
درجه سنی : R( مناسب برای افراد بالای 17 سال)
زمان : 137 دقیقه





ویرایش توسط beautiful_mind : 21-09-2012 در ساعت 13:48.
beautiful_mind در حالت آفلاين   پاسخ با نقل قول
این کاربر از beautiful_mind بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده است:
 

 tapesh

قدیمی 21-09-2012, 13:49   #2
معاونت تالار هنر هفتم
 
 
beautiful_mind's Avatar
 

تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: Tehran
پست: 12,696
سپاسها: 19,091
در 10,704 پست 49,137 بار سپاسگزاری شده است

مدال افتخار به معاونين تالا 
Total Awards: 1

پیش فرض همه رکوردهای فروش "استاد" و آن چه منتقد‌ها و کارگردان‌اش درباره‌اش گفتند / درباره جنجالی‌ترین فیلم سال

«مرشد»، آخرین توقفگاه در سفر سینمایی اعجاب برانگیز پل توماس اندرسن، توانست رکورد فروش یک فیلم هنری در سینماهای آرت هاوس [سینماهایی که فیلمهای هنری امریکایی و فیلمهای خارجی زبانی که در مقیاس انبوه پخش نمی شوند را نمایش می دهند] را بشکند؛ اتفاقی که در اولین روز اکران محدود این فیلم در سینماهای نیویورک و لس آنجلس رخ داد.






به گزارش هالیوود ریپورتر، این فیلم به رکوردی جدید در فروش یک روزه در یک سینمای هنری رسیده است. اکران محدود و اولیه «مرشد» در مجموع پنج سینمای نیویورک و لس آنجلس، فروشی حدودا 242 هزار دلاری را در پی داشته که میانگین آن در حدود 48 هزار دلار به ازای هر سینما می شود.

این رکورد پیش از این در اختیار «پادشاهی طلوع ماه»، ساخته وس اندرسن، بود که سال گذشته و در جریان نمایش روز نخست توانسته بود میانگین فروشی 43 هزار دلاری را در هر سینما به دست آورد.

«مرشد» واکاوی زندگی رهبری کاریزماتیک دارای هواداران ویژه است که اقتباسی آزاد و کمرنگ از زندگی موسس فرقه ساینتولوژی، ال. ران هابارد، هم به شمار می رود. با توجه به این افتتاحیه خیره کننده، دور از انتظار نیست که این فیلم رکورد فروش در هفته اول نمایش را نیز، که با حدود 130 هزار دلار به ازای هر سینما در اختیار «پادشاهی طلوع ماه» است، بشکند.
توفیق تجاری فیلم مکملی است بر طوفانی کم نظیر که اخیرا و در دو جشنواره مهم و بین المللی ونیز و تورنتو شاهد آن بوده ایم.

همین چند روز پیش بود که اندرسن جایزه شیر نقره ای جشنواره ونیز را برای بهترین کارگردانی گرفت و دو ستاره فیلم، فیلیپ سیمور هافمن و یواکین فونیکس، به طور مشترک برنده جایزه بهترین بازیگر مرد آن جشنواره معتبر شدند.

نمایش اولیه فیلم در سان فرانسیسکو، با شور و شعف کم سابقه‌ی تماشاگران همراه بود و منتقدین را هم به شدت تحت تاثیر خود قرار داد. اِی.اُ اسکات، منتقد نیویورک تایمز، فیلم را «گیرا، مبهوت کننده و رویهم رفته شگفت انگیز» خواند و بازی هافمن در نقش لنکستر داد، رهبری خود محور، را بسیار ستود تا آنجا که در یادداشت خود نوشت که هافمن «استعداد و دقت یک پیانیست در کنسرتی بزرگ» را دارد.

در یادداشتی معتدل تر، آنتونی لین، منتقد نیویورکر، چنین نتیجه گرفت: «ما باید در برابر «مرشد» تعظیم کنیم؛ چون این فیلم چیزهای زیادی برای احترام گذاشتن به ما می دهد». فیلم رابطه‌ی عمیق بین لنکستر داد و فردی کوئل (با بازی یواکین فونیکس) را ترسیم می کند. کوئل قهرمان جنگ نیروی دریایی امریکاست که پس از پایان جنگ جهانی دوم به وطن بازگشته است و با فشار روانی پس از جنگ و مشکلات اساسی ناشی از مصرف الکل دست و پنجه نرم می کند.

همزمان با بسط دادن وجوه شخصیتی کوئل در فیلمنامه، اندرسن خود نیز در یک آزمون شخصیتِ ساینتولوژی شرکت کرد و از زبان این شخصیت به سوالات پاسخ داد. مساله ای که به نوبه خود، او را هر چه بیشتر شیفته‌ی موسس فرقه ساینتولوژی کرد که از درون آن شخصیت لنکستر داد بیرون آمد.

«من همیشه ال. ران هابارد را به عنوان یک شخصیت، دوست داشته ام؛ شخصیتی با ابعاد فرا زمینی که بسیار خلاق هم بود.» اندرسن در قسمتی از مصاحبه با [روزنامه] سان فرانسیسکو کرونیکل گفت و در ادامه افزود: «زندگی او به گونه ای شگفت انگیز، آکنده از وجوه مختلف بود؛ چنان که یک روز از زندگی او با سالها زندگی انسانی دیگر برابری می کرد.»
علی رغم آنچه که گفته شد، اندرسن اصرار دارد که «مرشد» فیلمی درباره ساینتولوژی نیست. او در همان مصاحبه اذغان داشت: «واقعا نمی خواستم که بیش از حد وارد جزئیات زندگی ال. ران هابارد شوم، که چنین به نظر برسد که دارم قصه زندگی او را روایت می کنم؛ صرفا از آن به عنوان سکوی پرتابی استفاده کردم تا وارد مقوله ای دیگر شوم.»
«مرشد» تنها و تنها می تواند اعتبار یکی از محترم ترین کارگردانهای مولف در هالیوود را افزایش دهد.

اندرسن در طول شش فیلم بلندی که ساخته، تنوعی غیرمعمول و تمایلی کم نظیر به ریسک پذیری را از خود نشان داده است؛ هر چند که تمام این فیلمها هم در گیشه موفق نبوده اند، اما فیلمهایی بوده اند که تحسین سینما دوستان را برای کارگردانش به ارمغان آورده اند.
محدوده فیلمهای او طیف وسیعی را در برمی گیرند؛ از ظهور و افول انسانها در صنعت فیلمسازی در «[کلوب شبانه] بوگی نایتز» در سال 1997، تا کمدی آدام سندلری «عشق پریشان» در سال 2002، تا واکاوی حماسی او درباره یک غول نفتی دیوانه با بازی دانیل دی-لوییس در «خون به پا خواهد شد» در سال 2007.

«مرشد» از تاریخ 21 سپتامبر (اول مهر) به صورت گسترده در سینماهای امریکا اکران خواهد شد.





به نقل از گاردین 16 سپتامبر 2012

beautiful_mind در حالت آفلاين   پاسخ با نقل قول
قدیمی 21-09-2012, 13:52   #3
معاونت تالار هنر هفتم
 
 
beautiful_mind's Avatar
 

تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: Tehran
پست: 12,696
سپاسها: 19,091
در 10,704 پست 49,137 بار سپاسگزاری شده است

مدال افتخار به معاونين تالا 
Total Awards: 1

پیش فرض این "ساینتولوژی" چیست و فیلم "استاد" چه قدر تحت تاثیر آن بوده است؟درباره جنجالی ترین فیلم سال

آن چه در زیر و در آستانه اکران «مرشد» در سینماهای ایالات متحده خواهید خواند، توسط تونی اورتگا در سایت ویلیج وویس نوشته شده است. نویسنده اشاراتی مستدل دارد به ارجاعات غیر قابل انکار «مرشد» به زندگی ال. ران هابارد، موسس فرقه ساینتولوژی؛ اشاراتی صریح که دلیل برآشفتگی اعضای این فرقه را بیش از پیش عیان می کنند. برخی مفاهیم کلیدی در این فرقه نیاز به توضیح و استفاده از مراجع دیگر داشت که برای روشن تر شدن مطلب، به متن ضمیمه کرده ام.





آیا «مرشد» فیلمی درباره‌ «ساینتولوژی» است؟ خب، قطعا همینطور است. اجازه ندهید که حاشا کردن های فیلیپ سیمور هافمن، ایمی آدامز و البته شخص پل توماس اندرسن در مقام کارگردان، شما را گمراه کنند. همانطور که اندرسن در مصاحبه با اسکات فونداس [یکی دیگر از نویسندگان ویلیج وویس] اذعان داشت، او تاریخچه‌ ساینتولوژی را زیر و رو کرد تا بتواند پس زمینه فیلم خود را طراحی کند.

فیلمنامه ای که اندرسن برای «مرشد» نوشته، مشتمل بر جزئیات پُرشماری در ارتباط با ساینتولوژی و ال.ران هابارد، شخصیت هافمن موسوم به «لنکستر داد» در فیلم، است؛ هرچند که برخی از این جزئیات بر روی پرده منتقل نشده اند. (اندرسن به فونداس گفته که بسیاری از صحنه ها را فیلمبرداری کرده که در نسخه نهایی آورده نشده است. بعضی از این صحنه ها در نسخه دی.وی.دی فیلم در دسترس قرار خواهند گرفت.) اما حتی با وجود کنار گذاشته شدن برخی از این جزئیات، «مرشد» کماکان به سالهای اولیه‌ی شکل گیری ساینتولوژی بسیار نزدیک است؛ مخصوصا اینکه فیلم سه مضمون اساسی را واکاوی می کند که در فاصله زمانی 1951 تا اواسط دهه ی 70 نمودی واقعی داشته اند. (با وجود آنکه همه وقایع فیلم در طول چند ماهی از سال 1950 رخ می دهند.)

1. اشاره به مفهوم "تسلسل کلی" در آموزه های هابارد [ "تسلسل کلی" در آموزه های این فرقه به معنای تاریخ کلی یک روح مشخص است که میلیاردها سال قدمت دارد.]






لافایت رونالد هابارد پیش از آنکه برای خود فرقه ای تشکیل دهد، نویسنده کتابهای علمی- تخیلی بود. زمانی که هابارد در سال 1950 و در کتاب مشهورش، «دایِنِتیکس» [برگرفته از دو لغت یونانی و به معنی لغوی «از طریق ذهن» که اشاره دارد به مجموعه ای از ایده ها و ممارست ها که به ارتباط متافیزیکی بین ذهن و جسم می پردازد] ، ایده‌ی «ارزیابی» (نوعی مشاوره دو نفری) را مطرح کرد، این مساله شور و شعفی کوتاه مدت را در جامعه امریکایی به دنبال داشت، تا آنجا که مردم در سرتاسر کشور گروه هایی دو نفره را تشکیل می دادند تا به همدیگر کمک کنند که تجربیات دوران جنینی یا در زمان تولدشان را به یاد آورند. نظریه جنجال برانگیز هابارد تاکید داشت که روابط پدر و مادر و گفتمان آنها در طول دوران جنینی، می تواند مُهر خود را بر ذهن فرزند بزند و زندگی او را برای همیشه متاثر از خود کند. اگر فرد بتواند در زمان به عقب بازگردد و آن خاطرات را بازیابی کند، می تواند که تاثیر آنها را از بین برده و قوای ذهنی خود را در زمان حال تقویت کند. (آشکارا در «مرشد» به این ایده پرداخته می شود؛ زمانی که شخصیت یواکین فونیکس در فیلم، فردی کوئل، سعی می کند تا مفاهیم کتاب لنکستر داد، "علت"، را درک کند و شاهد مشاوره ای دو نفری درباره دوران جنینی در کشتی داد است.)

اما تجربه مجدد دوران تولد برای هابارد کافی نبود و او بعدها پا را از دوران جنینی هم به عقب تر گذاشت و مفهوم «زندگی های گذشته» را مطرح، و حتی ادعا کرد که میلیاردها و تریلیاردها سال قبل را هم، تا سر منشا موجودیت در تئوری «تسلسل کلی»، به خاطر می آورد. همه آنهایی که در ابتدا از "داینتیکس" و مفاهیم یاد شده در آن حمایت می کردند، این تاکید جدید بر «زندگی های گذشته» و اپرای فضایی مطرح شده را دوست نداشتند، و هابارد با ریزش های فراوانی در نهضت نوپای خود روبرو شد. لنکستر داد هم در فیلم، تلاش می کند که پیروانش را متقاعد سازد تا از مبحث «حفره زمانی» او تبعیت کنند.

2. روابط یک حامی ثروتمند با لافایت رونالد هابارد به تیرگی می گراید.



(تصویری از هابارد واقعی)

در سال 1951، تب اولیه «داینتیکس» فروکش کرده و ال. ران هابارد هم با گسست جامعه از عملکرد انتقاد برانگیزش ، در کوبا مخفی شده بود. در همین زمان بود که میلیونری موسوم به دان پورسل به وی پیشنهاد کرد که به کانزاس بیاید که به منزله‌ی پناهگاهی امن به شمار می رفت. هر چند که رابطه این دو هم به تدریج به تیرگی گرائید و هابارد مجبور شد که دوباره از اول شروع کند و این بار و در طول اقامتش در شهر فونیکس، کشف خود را نامی دیگر نهاد و آنرا «ساینتولوژی» خواند. (در فیلم، بیوه ای موسوم به میلدرد دروموند، که حامی مالی لنکستر داد است، مراسمی را ترتیب می دهد تا هم برای داد پول جمع آوری و هم عقاید نوین او برای حضار مطرح شود؛ مراسمی که با سخنرانی شبهه برانگیز داد به جنجال کشیده می شود و داد به گونه ای واکنش می دهد که شوک و بیزاری خانم دروموند را به دنبال دارد.)

ساینتولوژی در طول حیات کوتاه مدتش همواره توانسته است که حامیان مشهور یا ثروتمندی را جذب خود کند؛ حامیانی که بیشتر آنها در ادامه رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته اند؛ یا حضورشان در این فرقه کمرنگ شده و یا جامعیت این کلیسا از سوی آنها انکار شده است.

3. «سی اُرگ» [«سازمان دریایی»] و ناقوس های ازدواج





در سال 1967، هابارد و پیروانش آنقدر [برای عموم مردم] در انگلستان و ایالات متحده ناخوانده و منفور شده بودند که هابارد مجبور شد چند کشتی جفت و جور کند و به دریا پناه ببرد. او به مدت هشت سال در دریای مدیترانه و [اقیانوس] آتلانتیک، هم مشغول دریانوردی بود و هم فرقه نوظهورش را اداره می کرد. خانواده اش هم در این سفر طولانی همراهش بودند، و در سال 1971، مراسم ازدواج دخترش دیانا را در عرشه کشتی پرچمدار خود، «آپولو» ،برگزار کرد. از آن پس، ساینتولوژیست های دو آتشه ای که مشغول دریانوردی با او بودند، «سی اُرگ» خوانده شدند و هابارد هم قوانین سفت و سختی را برای اعضای گروهش ترتیب داد. او همچنین مصرانه از آنها خواست که همواره آویزه گوششان باشد که بهترین راه دفاع از این نهضت همان حمله است. (در فیلم، لنکستر داد با کشتی از سان فرانسیسکو به نیویورک می رود و در طول مسیر، مراسم ازدواج دخترش الیزابت را برگزار می کند. داد به همسرش، پگی، به خاطر روحیه‌ی پولادینش باور عمیقی دارد؛ درست همانطور که هابارد به همسر سومش، ماری سو، باور راسخی داشت. در فیلم و در طول دیالوگی که بین داد و پگی جریان دارد، جایی پگی به او می گوید : «تنها راهی که می توانیم از خود دفاع کنیم، حمله است.»)
آنچه شما در این فیلم نخواهید دید: اگر به دنبال موضوعاتی از قبیل آنچه در اپیزود معروف سریال «ساوث پارک» در سال 2005 پخش شد، می گردید، نومید خواهید شد. «دیکتاتور مجموعه کهکشان ها» و «بادی تیتان» موضوعاتی بودند که هابارد در سال 1967 به آنها پرداخت و اندرسن هیچ ارجاعی به این آموزش های مخفیانه نداده است. (در فیلمنامه اشاراتی بسیار جزئی به این موارد هم شده که در فیلم خبری از آنها نیست.) در عوض، اندرسن بیشتر علاقه مند به سالهای اولیه‌ی ظهور هابارد بوده است؛ این درونمایه که چگونه انسانی با عقایدی این چنین عجیب و غریب توانسته مردمی را چنان مجذوب خود کند که به رهروانی متعصب تبدیل شوند. در این زمینه بخصوص، فیلم بدون شک موفق است.


ویلیج وویس 5 سپتامبر 2012

ترجمه و تنظیم : اردوان شکوهی

beautiful_mind در حالت آفلاين   پاسخ با نقل قول
این کاربر از beautiful_mind بخاطر ارسال این پست سپاسگزاری کرده است:
قدیمی 22-09-2012, 17:58   #4
معاونت تالار هنر هفتم
 
 
beautiful_mind's Avatar
 

تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: Tehran
پست: 12,696
سپاسها: 19,091
در 10,704 پست 49,137 بار سپاسگزاری شده است

مدال افتخار به معاونين تالا 
Total Awards: 1

پیش فرض پیروان فرقه، تعقیب می‌کنند و ساینتولوژیست های خشمگین برآشفته شده‌اند

«مرشد»، درام جدید پل توماس اندرسن، در جشنواره‌ فیلم ونیز خوش درخشید و توانست جوایز بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد -به طور مشترک به یواکین فونیکس و فیلیپ سیمور هافمن- را از آن خود کند؛ اما تحسین منتقدان با واکنش سرد پیروان فرقه‌ نوظهور ساینتولوژی به نوعی تعدیل شد؛ ساینتولوژیست‌هایی خشمگین که از قرابت‌های این فیلم با داستان زندگی ال. ران هابارد، بنیانگذار فرقه‌شان، بر آشفته بودند.




چند روز پیش روزنامه‌ی نیویورک پست گزارش داد که اعضای وابسته به کلیسای ساینتولوژی، پخش‌کننده‌ی فیلم، کمپانی واینستاین، را با «تماس‌های تلفنی غریبی» که این فیلم را به شدت مورد انتقاد قرار داده، کلافه کرده‌اند. «مرشد» هفته‌ی آینده در ایالات متحده به روی پرده خواهد رفت و اعضای این فرقه ممکن است استراتژی‌های بیشتری را هم برای اعتبارزدایی از این فیلم در دستور کار خود داشته باشند؛ برنامه‌هایی که می‌تواند شامل ایجاد یک کمپین تبلیغاتی با بودجه‌ی داخلی باشد؛ کمپینی که پیغام کلیسا را همزمان و در هرجایی که برای «مرشد» تبلیغات می‌شود، ترویج کند.

«مرشد»، که داستان آن در دهه‌ی پنجاه میلادی می‌گذرد، داستان دو مرد را روایت می‌کند که پیوند جالبی میان آنها شکل می‌گیرد. اندرسن پیش از این اعلام کرده که ال.ران هابارد منبع الهام وی برای شخصیت فیلیپ سیمور هافمن بوده و البته در عین حال تاکید کرده است که فیلم درباره‌ رابطه‌ میان شخصیت‌هاست و نه خود نهضت ساینتولوژی.

هافمن اخیرا در مصاحبه‌ای با نشریه‌ی اینترتینمنت ویکلی و در تایید نظر کارگردان فیلم گفته بود که: «این فیلم داستان زندگی ال. ران هابارد نیست.»

یک منبع آگاه اذعان کرده است که تعداد تماس‌ها با دفتر کمپانی واینستاین به قدری زیاد بوده که بعضی از اعضای پرسنل این کمپانی اقدامات امنیتی مضاعفی را لحاظ کرده‌اند.

اعضای فرقه ساینتولوژی سابقه‌ای طولانی در دفاعی مهاجمانه از خود در برابر حملات آشکار بیگانگان دارند.
چندی پیش جیمی دی وولف، فرزند نوه‌ی هابارد، که خود یک کمدین است، گفته بود که بعد از یک اجرای صحنه‌ای در انتقاد از این تشکیلات، تحت تعقیب و تهدید اعضای آن قرار گرفته بود. او در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی.بی.اس گفته بود: «ساینتولوژیست‌ها با داستان‌هایی جعلی که ادعا می‌کردند در جریان یکی از نمایش‌ها با من همراه بوده‌اند، به سراغم آمدند. آنها آدم اجیر کرده بودند تا مرا تعقیب کند و فورا هم مرا پیدا کرده بودند.»

علاوه بر این، ژانویه امسال و در جریان پخش تلویزیونی مراسم گلدن گلاب، یک آگهی تبلیغاتی جنجالی و مرتبط با کلیسای ساینتولوژی از شبکه ان.بی.سی پخش شد که سر و صدای زیادی به پا کرد و خیلی‌ها آن را پاسخی به یکی از رسوایی‌هایی داخلی بین اعضای فرقه بر شمرده بودند.

«مرشد»، ششمین فیلم بلند پل توماس اندرسن، که بعد از نمایش در جشنواره‌های ونیز و تورنتو تحسین منتقدین و سینمادوستان را برانگیخته، از امیدهای اسکار امسال به شمار می‌رود و باید دید موضع‌گیری شدید ساینتولوژیست‌ها، آنهم در آستانه‌ی اکران، به فروش فیلم کمک خواهد کرد یا دردسرهای متعاقبی را به دنبال خواهد داشت.




هافینگتن پست 10سپتامبر 2012

beautiful_mind در حالت آفلاين   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:18 با تنظیم GMT +3.5 می باشد.







Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd